ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
297
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
فصل 14 قرن چهاردهم / هشتم ه . در قرن چهاردهم سهم اندلس در تكامل نوشتههاى جغرافيايى به صورتى چشمگير كمتر شد ، از آن رو كه تنها قلمرو عرب در شبه جزيرهء ايبرى غرناطه بود كه گر چه هالهاى از تمدّن سابق را حفظ كرده بود ، ولى پيوسته در معرض خطر همسايگان شمالى قرار داشت . رشتهء سفرنامهها از همهء رشتههاى ديگر استمرار و رواج بيشتر داشت ، ولى مغربيان بيشتر از مردم اندلس بدان توجّه داشتند و اين روش ميان آنها همچنان رونق داشت تا ابن بطوطه آن را به پايان برد ، و سلسلهء سفرنامهها عربى كه اهمّيّت جهانى داشت به سر رسيد . با استمرار تسلّط مماليك در مصر ، كه مدت دو قرن بپاييد ، وضع حكومت اقتضا داشت كه به همهء رشتههاى جغرافيايى ، كه از پيش شناختهايم ، توجّه شود . در اين دوران به نوع « فضايل » و « خطط » برمىخوريم كه رشتهء آخرى تا قرن نوزدهم در مصر همچنان پر رونق بود . نيز رشتهء فرهنگنامهها در قرنهاى چهاردهم و پانزدهم / هشتم و نهم ه . رشد و رواج داشت و در اين زمينه مؤلفات بزرگى در چندين جلد به وجود آمد . شام در نيمهء اول قرن چهاردهم / هشتم ه . دو كتاب مهم در كيهان نگارى به وجود آورد كه تأليف ابو الفدا و دمشقى بود و كتاب اولى به قرنهاى هجدهم و نوزدهم / دوازدهم و سيزدهم ه . در محافل علمى اروپا شهرتى بىنظير يافت . از شام به طرف مشرق ، نوشتههاى جغرافيايى فقط در قالب زبان فارسى بود و نامهاى رشيد الدين فضل الله و حمد الله قزوينى نشان مىدهد كه اهمّيّت آن از قلمرو زبان فارسى تجاوز كرده بود . به نظر ما بهتر است از توالى زمانى چشم بپوشيم و گفت و گو از فرهنگنامههاى دوران مماليك را به عنوان يك نمونه و رشتهء تازهء جغرافيايى به فصل بعد موكول داريم و اين فصل را با گزارش سفرنامهء ابن بطوطه كه از لحاظ زمانى آخرين اثر بزرگ جغرافيايى قرن چهاردهم / هشتم ه . است به پايان ببريم . مطالعه و تحليل آثار متعدد ديگر ، كه بتقريب همگى مربوط به نيمهء اول قرن چهاردهم /